آرشیو مقالات

  • 14/دى/1392 - 19:18
    الهی! به حقّ خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرینت نورم ده .الهی! ما همه بیچاره ایم و تنها تو چاره ای ، و ما همه هیچ کاره ایم و تنها تو کاره ای .الهی! از پای تا فرقم ، در نور تو غرقم . « یا نورَ السموات و الارض ، أنعمتَ فَزِدْ »الهی! وای بر من اگر دانشم رهزنم شود و کتابم حجابم .الهی! چون تو حاضری چه جویم و چون تو ناظری چه گویم .الهی! چگونه گویم نشناختمت که شناختمت ، و چگونه گویم شناختمت که نشناختمت .
  • 8/دى/1392 - 15:16
    از سراپای مدینه گِل غم میریزد / اشک از دیده ی غم بار حرم میریزد / از نگاه نگران، برق الم میریزد / خوب پیداست که باران ستم میریزد / آه آرامش زهراست به هم میریزد /  سایه ی خنده از این گلکده کم کم برود /  یا قرار است که پیغمبر اکرم برود ؟ نور از خنده لب های ترش می باریداز گرفتاری امت به جزا میترسیددربه در، در پی ارشاد بشر میگردیدمثل او هیچ رسولی غم و اندوه ندید در دلم شور عجیبی ست نمیدانم چیستدر گلو بغض عجیبی ست نمیدانم چیست 
  • 28/آذر/1392 - 08:15
    زینب اگر نبود اثر کربلا نبود / شیرازه‌ای برای کتاب خدا نبود / زینب اگر نبود علم حق بپا نبود / این خیمه‌ها و پرچم و رخت عزا نبود / یک یا حسین بر لب ما و شما نبود / در کار عشق گرمی بازار زینب است/.
    ***
    چهل روزي بغضي گلويش فشرد
    چهل روز بي غصه آبي نخورد
    چهل روز او در جهادي مدام